محیامحیا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 11 روز سن داره

محیا بانو

پختن مربا

دو روز پیش داشتم مربا آلبالو می پختم مسعود هم با محیا مشغول بازی کردن بودن  من کارم تموم شد مسعود گفت مامان فابلمه مربا را نشور من می خوام تمیز کنم  گفتم باشه بعد از 5 دقیقه با این صحنه برخورد کردم بهتر شما هم ببینین     ...
12 تير 1393

محیا ((خطری شده))

از روزی که تعطیل شدم هر روز مشغول کارهای عقب افتاده تو خونه هستم اصلا حواسم به محیا نبود  یک دفعه محیا گفت مامام(( دی))یعنی دالی وقتی سرم را بلند کردم دیدم بالای میز عسلی ایستاده  می خواد وسایل روی کابینت و دست بزنه        ...
12 تير 1393

جشن تولد سنا خانم

روز پنج شنه 1393/3/29ساعت 5 بعدازظهر تولد سنا جون دختر خاله مقدسه دعوت بودیم  من بخاطر این که تو زیادریخت و پاش نکنی دیرتر رفتم ولی تو باز هم جبران اون یک ساعت  تاخیرو هم کردی        ...
7 تير 1393

آغاز تعطیلات مامان

محیا جونم از 24 خردادتا 6 تیر امتحان میان ترم داشتم خوشبختانه تونستم خوب درس بخونم  خوب هم امتحان دادم در این مدت اصلا فرصت نکردم تو وبلاگت مطلب جدید بذارم تازه امروز  می خوام مطلب جدید بذارم        ...
7 تير 1393

رفتن به عروسی

روز پنج شنبه 93/3/22 حدود ساعت 5:30 اه همراه خانواده دایی وخانواده بابا بزرگ به سمت  شمال حرکت کردیم تو بیشتر داخل ماشین دایی بودی خیلی خوش گذشت        ...
24 خرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به محیا بانو می باشد