چهار شنبه سوری
آخرین غروب سه شنبه (سال 92)
با با بیرون بود اومد خونه یه فنجون چای خورد بعد گفت حاضر شین بریم بیرون آخه چهارشنبه سوری
داداش مسعود هم که از خداش بود رفتیم بیرون خیلی خوش گذشت

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


چهار شنبه سوری
