واما اقامت در مشهد (کمپ غدیر)
شب که رسیدیم خیلی خسته بودیم آدرس کمپ غدیر رو گرفتیم و رفتیم کمپ چادر زدیم وخوابیدیم
از بس خسته بودیم شام هم نخوردیم .صبح بعد از خوردن صبحانه ، بابا وداداش مسعود رفتن حموم
بعد من وتو با خاله رفتیم حموم غسل زیارت کردیم بعد آماده رفتن به حرم شدیم روز میلاد امام رضا بود
مشهد خیلی شلوغ بود .تو وداداش مسعود همراه بابا رفتین حرم ،منو خاله هم باهم رفتیم تو به خاطر شلوغ
بودن حرم ترسیده بودی وگریه می کردی داداش مسعود هم گم شده بود خلاصه اون روز بابا خیلی خسته
شد.
محیا در این سفر خیلی به سرسره علاقه مند شده بود بیشتر اوقات هم خواب بود نتونستیم
عکس بگیریم
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


واما اقامت در مشهد (کمپ غدیر)
