محیامحیا، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 13 روز سن داره

محیا بانو

رفتن به فیروزکوه

خانواده ما به همراه خاله وعزیز وبابا بزرگ ((روز دوشنبه 30 مرداد ماه که 23 ماه رمضون بود))رفتیم  فیروزکوه.افطاری خونه عمو محمد بودیم بعداز خوردن افطار وخوندن نماز به همراه علی ونرجس  رفتیم پارک 2 ساعتی پارک بودیم بعد اومدیم خونه چون بابا وبابا بزرگ می خواستن برگردن  سمنان مجبور شدیم زودتر سحری بخوریم . به همین علت مدت سه هفته ای میشه که من نتونستم وبلا گتو به روز کنم . چند عکس هم از اون شب که رفتیم پارک گرفتم .با هم ببینیم.             ...
18 مرداد 1393

تلاش محیا برای دسترسی به میز آرایش

محیا تو دختری هستی بسیار فعال ،خستگی ناپذیر ،کنجکاو وفوق العاده شیطون . دست همه پسر ها رو از پشت بستی .داداش مسعود خیلی آروم امااااااااااا تو ............. یک نمونه اش با لا رفتن ازمیز آرایش        ...
18 مرداد 1393

بازی با کامپیوتر

من مشغول تمیز کردن آشپز خونه بودم بعد از مدت 15 دقیقه متوجه شدم که سر وصدای تو نمیاد  زود اومدم اتاق وبا این صحنه مواجع شدم        ...
18 مرداد 1393

محیا در حال ورزش کردن

داداش مسعود هر روز از بارفیکس استفاده میکنه تو هم یه روز لج کردی ومگفتی بالا بالا بالا .... وقتی بلندت کردم ،بار فیکسو محکم چسبیدی وپایین هم نمیومدی        ...
18 مرداد 1393

محیا ونماز خواندن

محیا جون هر موقع که من وضو می گیرم نماز بخونم تو هم کنار من وایمیستی وکاملا به حرکت بدن و زمزمه لب های من توجه میکنی بعد از تمام شدن نماز من تو شروع میکنی به نماز خوندن                 ...
18 مرداد 1393
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به محیا بانو می باشد